محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1790
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« امان است تا به اما نگاهشان برسند و هر كه بماند در امان است و او نيز بايد « چون مردم ايليا جزيه بدهد و كسانى از مردم ايليا كه بخواهند با اموال خود « همراه روميان بروند و كليساها و صليبها را رها كنند جان و كليساها و « صليبهايشان در امان است ، تا به امانگاهشان برسند . زميندارانى كه پيش « از كشته شدن فلان در آنجا بودهاند ، هر كس از آنها كه بخواهد ، بماند و « بايد چون مردم ايليا جزيه دهد و هر كه خواهد با روميان برود و هر كه « خواهد سوى زمين خود باز گردد و از آنها چيزى نگيرند تا وقت درو برسد . تا « وقتى كه جزيه مقرر را بدهند پيمان خدا و تعهد پيمبر خدا و تعهد خليفگان « و تعهد مؤمنان ، ضامن اين مكتوب است . خالد بن وليد و عمرو بن عاص و « عبد الرحمن بن عوف و معاويه بن ابى سفيان شاهد شدند و به سال پانزدهم « نوشته و آماده شد . از نامه هاى ديگر ، نامهء لد چنين بود : بسم الله الرحمن الرحيم . اين امانيست كه بندهء خدا عمر ، امير مومنان ، « به مردم لد مىدهد و كسانى از مردم فلسطين كه به آنها پيوستهاند . امانشان « مىدهد بر جانهاشان و اموالشان و كليساهاشان و صليبهاشان ، بيمارشان و « سالمشان و ديگر مردمشان كه كليساهايشان مسكون نشود و ويران نشود و « از آن نكاهند و حدود و مردم آن را كم نكنند ، و از صليبها و اموالشان نيز ، و در « كار دينشان مزاحمت نبيند . « مردم لد و كسانى از مردم فلسطين كه به آنها پيوسته باشند بايد جزيه « بدهند چنان كه مردم ديگر شهرهاى شام مىدهند و اگر بروند ، ترتيب همان « است . . . تا آخر نامه . آنگاه عمر كس سوى آنها فرستاد : فلسطين را ميان دو كس تقسيم كرد ، علقمة ابن حكيم را سالار يك نيمه كرد و او را در رمله مقر داد و علقمة بن مجزز را سالار نيمه